تنهاست

اتاقی که تور ندارد تنهاست. پنجره ای که تو در آستانه اش نمی ایستی؛ تنهاست. منظره ای که تو نگاهش نمی کنی؛ تنهاست. تختی که تو رویش نمی خوابی؛ تنهاست. تخته سنگی که تو رویش نمی نشینی؛ تنهاست. دستگیره ی در، که تو لمسش نمی کنی؛ تنهاست. آن قاشقِ قدیمی که مدتهاست با آن غذا نخورده ای؛ تنهاست. دریایِ پهناور حتی، که تو پایت را به آبش نمی زنی؛ تنهاست. این همه مثال کافی نیست؟ برایِ آن که باور کنی "من" که "تو" را ندارد؛ تنهاست؟!!!

/ 0 نظر / 12 بازدید